واگویه‌های یک پزشک از رنجی که «دستیاران» می‌کشند

[ad_1]

سلامت آنلاین- دستیاری دشوارترین مرحله زندگی یک پزشک است. کشیک های زیاد و طاقت فرسا که از ساعات ابتدایی صبح آغاز شده و حدود سی و چند ساعت به طول می انجامد. تعداد این کشیک ها در سال اول دستیاری  ۱۵ کشیک است که تا سال چهارم به ۸ کشیک در ماه میرسد.ممنوعیت طبابت در دوران دستیاری و حقوق ناچیز برای پزشکانی که در جوانترین حالت ۲۵-۲۷ ساله هستند و چه بسا متاهل یا دارای فرزند نیز باشند بر سختی این دوران ۴ ساله می افزاید. دکتر علیرضا مقدسی، فوق تخصص قرنیه در یادداشتی سختی های حرفه پزشکی و بویژه دستیاری را به تصویر کشیده است.

 سلامت آنلاین متن یادداشت او را که در کانال تلگرامی اش منتشر کرده، باز نشر می کند. 

***

▫️از اتاق خودم بیرون آمده بودم که در مورد بیماری از استاد  مشورت بگیرم، پشت در اتاق، بیماران به‌صورتی متراکم و بهم چسبیده ایستاده بودند. آرام آرام راه باز میکردم تو گویی میخواستم از واگنی لبریز در مترو به درب خروج برسم. ساعت ۳ ظهر تابستان تفتیده ای بود. خسته بودم. از ۶ صبح دیروز که توی بخش آمده بودم بجز یکی دوساعت در شب گذشته بقیه را به  ویزیت بیماران در اورژانس گذرانده بودم. سی و سومین ساعتی بود که در بیمارستان بودم. بیماران را کنار میزدم تا به اتاق استاد برسم. در این میان اعتراضی یا متلکی هم میشنیدم که از تاخیر در ویزیت شاکی بودند. بیمار را به استاد نشان دادم و درمان مناسب را برای بیمار توضیح دادم و روانه اش کردم. باز هم باید از خیل متراکم جمعیت لایه لایه کنار میزدم. آخرین ذره های رمقم را قطره قطره صرف میکردم که به آخرین بیمارهم چیزی برسد. سرم پایین بود مبادا که تلاقی نگاهم با بیماری این آخرین جرعه را به سوالی ببرد و ویزیت بقیه بیماران را نتوانم تمام کنم. صدایی گفت شماره تلفن مطب دکتر فلانی-استاد- را داری. نداشتم، گفتم نه. سرم همچنان پایین بود که همان صدا گفت ای بر پدرت لعنت.در ثانیه ای که داشتم سرم را بالا می‌آوردم که ببینم این لعنت را مهمان چه کسی هستم، تصویر پدرم دوید در ذهنم. پدرم، با موهای سپیدش نشسته بود کتابی راجع به مایکروسافت آفیس، جوشکاری یا قوانین مدنی آپارتمان ها میخواند. بی آزار، ساکت و کسی بی دلیل لعنتش کرده بود. باقیمانده رمقم خون شد توی صورتم.

 

▫️برادرم سردرد عجیبی گرفته بود. آن موقع شب بجز بیمارستانهای دولتی هیچ جایی نمی‌توانستم مطمئن باشم طبق اصول نورولوژی معاینه و درمانش میکنند. سردرد ناگهانی و شدیدش نگرانم کرده بود. خونریزی زیرعنکبوتیه. در بیمارستان تا دستیار سال ۱ معاینه را تمام کرد، دستیارسال دو ، سه و چهار هم رسیدند. با استاد تماس گرفتند. باید نمونه برداری از مایع نخاعی از کمر انجام میشد و فقط من میدانستم چه دردی دارد و برادرم همچنان به دستیار نورولوژی میگفت بیشترین دردی است که تجربه کرده است و من دلم میخواست جواب دیگری میداد. اورژانس در ساعت ۴ صبح از بازار تجریش شلوغتر بود. دستیاران بی خواب هریک بر بالین بیماری از جانشان می‌دمیدند و من  این بار از شهری با دستیاران بیدار خوشنود بودم.

▫️«دکتر جان دیشب بردیمش بیمارستان دولتی ولی دریغ از یه پزشک، هرچی دیدیم وردست بود!» دخترش اصلاح میکند:« اره مگه دکتر گیرمیاد همشون دستیار دکتر بوند». از لحن مادرش خنده ام گرفت.بیمارش را دیدم. اتفاقا با وجود بیماری ناشایعی که داشت تشخیص و درمان مناسبی برایش شروع شده بود. یاد دوران دستیاری خودم افتادم که بیماری دم در غذاخوری جلوی مرا گرفت و به عدد چهاری که روی لیبل روپوش کنار اسمم خورده بود اشاره کرد و پرسید اینا یکش بهتره یا چهارش!

▫️دستیار ترجمه ای از کلمه فرانسوی آسیستان است. سالها قبل که زبان علمی ایران به فرانسه نزدیک بود این عنوان دانشجویان دوره تخصص بود. در زبان انگلیسی و همینطور بین پزشکان کلمه رزیدنت جا افتاده تر است. رزیدنت به معنی مقیم است. کلمه ای که جان مطلب را بهتر و بیشتر ادا میکند.پزشکی که مقیم بیمارستان است و اتفاقا بر خلاف تصورعموم، دستیاران به دلیل مطالعات هر روزه و تجربه اندوزی جمعی در جوار اساتید از علم روزآمدی برخوردار هستند. دستیاری دشوارترین مرحله زندگی یک پزشک است. کشیک های زیاد و طاقت فرسا که از ساعات ابتدایی صبح آغاز شده و حدود سی و چند ساعت به طول می انجامد. تعداد این کشیک ها در سال اول دستیاری  ۱۵ کشیک است که تا سال چهارم به ۸ کشیک در ماه میرسد.ممنوعیت طبابت در دوران دستیاری و حقوق ناچیز برای پزشکانی که در جوانترین حالت ۲۵-۲۷ ساله هستند و چه بسا متاهل یا دارای فرزند نیز باشند بر سختی این دوران ۴ ساله می افزاید. حقوق یک دستیار سال اول  حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان است که تا سال چهار و در صورت تاهل به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان میرسد. این درشرایطی است که حداقل دستمزد یک کارگر با حداقل تحصیلات ۹۳۰ هزار تومان و خط فقر ۲ میلیون تومان است. دستیاران سربازان خط مقدم درمان در سراسر کشور هستند که بار درمان در بیمارستانهای دولتی را بر شانه های خسته از کشیک های طولانی میکشند. این دستیاران را شاید بتوان سنگرسازان بی سنگر نامید، درمانگرانی که خود دفترچه بیمه ندارند.

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *