ضرورت و ابعاد تحول در آموزش و پرورش

[ad_1]

مدرسه مناسب‌ترين نهاد براي گفت و شنود‌هاي آموزشي است

راه‌هاي توسعه آموزش و پرورش از طريق گفت‌وگو‌هاي خردگرايانه و پرسشگري مشخص مي‌شود. مدرسه‌ها مناسب‌ترين نهاد براي گفت و شنود‌هاي آموزشي است. انديشه‌هاي توسعه مدار از مدارس برمي‌خيزد. پس لازم است بكوشيم محيط‌هاي آموزشي را به مكان‌هاي انديشه‌ورزي و پرسشگري تبديل كنيم. اين امر مستلرم ايجاد محيط دموكراتيك و دور از خودمداري و رفتارهاي ايدئولوژيك است.

بايد چراغ به دست به دنبال معلمان تحول‌گرا و تغييرپذير باشيم

تاج آموزش و پرورش معلم است. مديران خوب همانا معلمان خوب رشد يافته هستند. توجه به تربيت معلم خردورز و پرسشگر از عمده‌ترين ضرورت‌ها در تعليم و تربيت است. هيچ كشور توسعه‌يافته‌اي سراغ نداريم كه معلمان ماهر و انديشه‌ورز نداشته باشند. تربيت معلم مناسب مستلزم داشتن استادان خردورز و پژوهشگر در مراكز تربيت معلم است. لازم است معلماني جذب آموزش و پرورش شوند كه يك سر و گردن از ديگران بالا‌تر هستند. خردمند‌ترين و آگاه‌ترين فرزندان وطن بايد جذب آموزش و پرورش شوند. مساله اصلي تربيت معلم و جذب معلم خردورز تنها به درآمد معلمان ارتباط ندارد. معيشت لازم است ولي كافي نيست. بايد چراغ به دست به دنبال معلمان تحول‌گرا و تغييرپذير باشيم. معلماني مي‌توانند تحول‌آفرين باشند كه نقاد و پرسشگر و انتقادپذير باشند. چنين ويژگي‌هايي در تضاد با انديشه‌هاي خودمدارانه و ايدئولوژيك است.

بامشاركت عمومي و تعامل انديشه‌ها بسياري از مسائل امروز آموزش وپرورش حل مي‌شود

محتواي آموزشي امروز ما اغلب برمبناي روش‌ها و انديشه‌هاي سنتي و آرماني تدوين يافته است. لازم است بخش قابل توجهي از محتواي كتاب‌هاي درسي به انديشه‌هاي علمي و ملي اختصاص يابد وتقاضاي‌هاي خرده فرهنگ‌ها و قوم‌هاي ايراني و نياز‌هاي آنها محتواي كتاب‌هاي درسي را تشكيل دهد. در حال حاضر كتاب‌ها و محتواي آموزشي به عنوان يك سند حاكميتي در نظر گرفته مي‌شود و در تهيه و تدوين آن نه تنها خانواده‌ها چندان نقشي ندارند بلكه حتي معلمان ومديران با تجربه نيز در اين مورد مشاركت داده نمي‌شوند. كل نظام آمورشي ما يا دولت محور است يا نظارت بالادستي نسبت به آن وجود دارد. مشاركت مردمي جزو جذايي‌ناپذير در نظام‌هاي توسعه‌يافته است. اگر مردم و معلمان ومديران در ساماندهي نظام آموزشي شركت فعال داشته باشند بسياري از مسائل آن به خودي خود حل مي‌شود. به نظر من اگر مشاركت عمومي در همه امور از جمله آموزش و پرورش صورت گيرد و تعامل انديشه‌ها در نهاد آموزش و پرورش حاكم شود بسياري از مسائل امروز آموزش وپرورش حل مي‌شود. از مسائل مالي گرفته تا مسائل محتوايي و انديشه واصول و روش‌هاي آموزش و پرورش. ما در كشورمان نمونه‌هاي خوبي از مدرسه‌هاي مشاركت‌محور داشته‌ايم. از اين نمونه است مدرسه فرهاد بانو توران مير هادي كه اسناد آن امروز در دسترس همگان است و مي‌تواند الگويي باشد براي اقدام‌هاي تربيتي اكنون ما.

نتيجه بستن درهاي مدارس به روي آحاد مردم اين شد كه اكنون ما در رتبه ١٠٣ جهاني قرار داريم

در حال حاضر آموزش و پرورش ما به دلايلي كه به برخي از آنها اشاره شد نمي‌تواند تنها با تكيه بر عوامل داخلي خود تغيير و تحولي توسعه‌گرا ايجاد كند. بايد ضمن تلاش براي باكيفيت ساختن عوامل و عناصر داخل آموزش و پرورش ازراه‌هاي گوناگون از جمله بازآموزي پيوسته عوامل داخلي و گسترش مراكز تربيت نيروي انساني، دست دوستي به نهاد‌هاي بيرون از اين دستگاه بدهد و همكاري و هم‌انديشي را پيشه خود سازد. همكاري با دانشگاه‌ها و ديگر نهاد‌هاي آموزشي و همياري مردم و مشاركت نهاد‌هاي دولتي و غيردولتي از نمونه‌هاي اين همكاري‌ها مي‌تواند باشد. شوربختانه تنگ‌نظري و نگاه انقباضي، مردم را از شركت در سرنوشت خود و فرزندانش باز داشت و نتيجه‌اش آن شد كه اكنون ما در رتبه ١٠٣ جهاني هستيم.


بدون تغيير در عوامل اثرگذار بيروني امكان تغيير كليدي در اين نهاد بسيار دشوار است

تغيير در نهاد آموزش و پرورش ما در حال حاضر به تغيير و تحول در دو عامل بيروني و دروني بستگي دارد . با توجه به شرايط خاص جامعه امروز ما عامل بيروني تغيير درآموزش و پرورش بسيار اثرگذار‌تر از عامل دروني آن است. به نظر مي‌رسد بدون تغيير در عوامل اثر گذار بيروني امكان تغيير كليدي در اين نهاد اگر نگوييم ناممكن بلكه بسيار دشوار است. اينكه امروز آموزش و پرورش ما از نظر كيفيت و اثربخشي رتبه ١٠٣ در دنيا را دارد ريشه در عواملي دارد كه بيشتر بيروني بوده است تا دروني.


*پژوهشگر و استاد دانشگاه

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *