مهار خشونت با سرمايه‌گذاري در آموزش

[ad_1]

به گزارش سلامت نیوز، شرق نوشت: پدر و‌ مادر‌هایی که عشق‌ورزی و محبت‌کردن را در مقابل کودک خود ممنوع و زشت می‌دانند اما به‌راحتی در مقابل کودک خود دعوا و مرافعه راه می‌اندازند و حتی بی‌توجه به گریه‌های کودک به کار زشت خود ادامه می‌دهند. چنین الگویی احتمالا از یک نظام آموزشی خاص اقتباس می‌کند؛ الگویی که شاید ریشه در گذشته افراد دارد یا شاید محیط‌های اجتماعی در آن مؤثر بوده‌اند.

اما جای سؤال اینجاست، اگر زمانی والدین تحت‌تأثیر یک نظام آموزشی درست قرار بگیرند، می‌توانند در سلامت روانی کودک خود نقش داشته باشند؟ یعنی اگر یک سیستم آموزشی بیاید و به والدین بیاموزد که در مقابل کودکان خود خشونت به خرج ندهند، آیا میزان خشونت یا هر رفتار مشابه‌ای در کودکان کاهش پیدا می‌کند؟ بی‌شک ارتباط مؤثری بین سطح سواد والدین و سلامت روانی کودکان می‌تواند وجود داشته باشد؛ ارتباطی که شواهد زیادی دال بر درست‌بودن این فرضیه دارد. به‌طور مثال، در یک مطالعه که در سال ٢٠٠٦ در اسپانیا صورت گرفته، نشان داده شد دانش‌آموزانی که از والدین تحصیل‌کرده برخوردار هستند از سلامت روانی بهتری بهره برده‌اند. این مطالعه که روی پنج‌هزارو ٦٣٥ کودک چهار تا ١١ساله صورت گرفته است، نشان می‌دهد دانش‌آموزانی که از والدین تحصیل‌کرده برخوردار هستند نسبت به هم‌سالان خود از سلامت روان بهتری برخوردارند. درعین‌حال در این مطالعه نشان داده شده است که چنانچه مادر یک کودک از تحصیلات بالاتری برخوردار باشد کودک از سلامت روانی بیشتری نیز بهره خواهد برد. این موضوع حکایت از ارتباط عمیق سطح سواد والدین به‌ویژه مادر در سلامت روان دارد اما دانستن این نکته که آموزش‌های ثانویه تا چه حدی می‌تواند تغییراتی در سطح رفتاری کودکان داشته باشد همچنان به قوت خود باقی است.

در مطالعه دیگری که از سوی آملی، جامعه‌شناس پزشکی از دانشگاه مک‌گیل و همکارانش در سال ١٩٧٩ از داده‌های سازمان ملی جوانان ایالت فلوریدا صورت گرفت، نشان داد بین سطح تحصیلات پدر و مادر و نگاه فرزندان به خود و بروز نشانه‌های افسردگی ارتباط معنا‌داری وجود دارد. آنها دریافتند هرچه سطح تحصیلات والدین بالاتر باشد مسائل مرتبط به بهداشت و سلامت روان برای فرزندان در بزرگ‌سالی کمتر بروز خواهد کرد. این موضوع حکایت از آن داشت که بالارفتن از نردبان اجتماعی کودکان ارتباط مستقیمی با میزان تحصیلات والدین دارد. بنابراین تأکید این مطالعه بر آن بود که به والدین باید در سطوح مختلف آموزش داده شود تا بتوانند در آینده فرصت‌های مناسبی برای فرزندان خود از جهت سلامت روانی به وجود بیاورند. بنابراین در این نگاه توجه بسیاری به آموزش والدین، به‌ویژه مادران در سنین کودکی است.

حال اگر والدین از سطح سواد بالایی برخوردار نباشند آیا با آموزش آنها می‌توان نقش مهمی در سلامت روان کودکان ایفا کرد؟ یا فقط تحصیلات دانشگاهی و فردی والدین می‌تواند در این مهم مؤثر باشد؟ پاسخ به این سؤال را در مطالعه‌ای که مجله آکادمی آمریکایی در حوزه روان‌پزشکی کودک و نوجوان به چاپ رسانده، خواهیم یافت. این مطالعه نشان داده است وقتی والدین تحت‌تأثیر آموزش برای مدیریت رفتار و مداخله بر سلامت روان کودکان مبتلا به اُتیسم قرار گرفتند به طور چشمگیری عملکرد مناسبی از خود نشان داده‌اند و نشانه‌های اُتیستیک کودکان نیز به طور قابل ملاحظه‌ای بهبود یافته است. در این مطالعه دو گروه از والدین در نظر گرفته شد که گروه اول تحت آموزش برای کنترل و مداخله بر مدیریت رفتار کودکان آموزش داده شده‌اند و گروه دوم به‌عنوان شاهد در نظر گرفته شده‌اند. پس از شش ماه آموزش به والدین نشان داده شد که بهبود قابل توجهی در عملکرد رفتاری کودکان اُتیستیک به وجود آمده است و این در حالی است که در گروه هیچ تغییر عمده‌ای مشاهده نشده است. از‌این‌رو توصیه شده برای بهبود عملکرد رفتاری کودکان بهتر آن است که والدین این کودکان تحت آموزش مستقیم قرار بگیرند. اما همیشه این نگرانی از جانب متوالیان آموزشی وجود داشته که آموزش می‌تواند هزینه اضافی روی دوش نظام‌های آموزشی قرار دهد. این در حالی است که آمار نشان داده چنین چیزی علمی نیست. یعنی آموزش والدین نه‌تنها صرفه‌جویی محسوب می‌شود، بلکه باعث افزایش راندمان بالایی از رفتارهای فردی و اجتماعی در کودکان می‌تواند باشد که این نکته به نوعی سودآوری نیز هست.

به طور مثال سن ١٨ تا ٢٤ سال بالاترین نرخ خودکشی در ایران را به خود اختصاص داده است؛ این همان سالی است که دانش‌آموز از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شود و با غول کنکور درمی‌آویزد؛ چون از پس آن برنمی‌آید بنابراین اقدام به خودکشی می‌کند. در پایان دانشگاه که حدودا سنین ٢٤سالگی فرد می‌شود به یک بحران هویتی می‌رسیم که این سن نیز احتمال اقدام به خودکشی را افزایش می‌دهد به این معنا که فارغ‌التحصیلان دانشگاهی درمی‌یابند برای چیزی تلاش کرده‌اند که سراب بوده لاجرم یک گزینه پیش‌ِروی خود می‌بینند. اما تأسف‌بار‌ترین اتفاق این است که این روزها شاهد هستیم سن خودکشی روزبه‌روز پایین‌تر می‌آید و این در حالی است که در ٩ سال گذشته ژاپن همیشه در صدر میزان خودکشی جهان جای داشته ولی با آموزش صحیح والدین در یک دوره طولانی این کشور توانسته ٣/٥ درصد از میزان خودکشی خود بکاهد و این جز در سایه آموزش درست میسر نشده است. این در حالی است که ایران با رشد ١٤درصدی متأسفانه در صدر اخبار خودکشی این روزها قرار گرفته است. علت این میزان کاهش خودکشی در کشور ژاپن و برعکس ایران فقط آموزش والدین است. البته این ایراد فقط به کشوری مثل ایران وارد نیست و متأسفانه این موضوع جنبه جهانی دارد. بودجه‌ای که برای آموزش‌وپرورش در کل دنیا در سال ١٩٨٨ تخصیص داده شده یک تریلیون دلار بوده. جالب‌تر آنکه هزینه تمامی انواع خشونت‌ها در دنیا بالغ بر ٩ تریلیون دلار در سال بوده، یعنی ما یک‌نهم هزینه خشونت را برای آموزش صرف کرده‌ایم در حالی اگر این مبلغ افزایش می‌یافت. ‌ای بسا تا این اندازه جهانی خشن نداشتیم.

در همین‌جا می‌خواهم فرصت را غنیمت بشمارم و بگویم بحث آموزش والدین ابعاد گوناگونی می‌تواند داشته باشد و نباید آن را به سلامت روان محدود کرد. اساسا سبک زندگی کودک را می‌توان از طریق آموزش والدین تغییر داد مثلا سبک غذاخوردن یا مسائلی از این دست. یک مطالعه که در سال ٢٠٠٦ صورت گرفته است، نشان می‌دهد کودکانی که در معرض آگهی مواد غذایی قرار گرفته‌اند مصرف کالری آنها به‌طور چشمگیری افزایش داشته است. این مطالعه که روی کودکان ٩ تا ١١ سال صورت گرفته نشان می‌دهد تبلیغات بر نحوه دریافت کالری روزانه روی کودکان تأثیر مستقیم داشته است. این مطالعه روی ٩٣ کودک پنج تا هفت ساله که در معرض دو سبک آگهی تبلیغاتی با رویکرد نمایش مواد غذایی سالم (میوه، خشکبار، لبنیات و…) و مواد غذایی ناسالم (چیپس، پفک؛ نوشابه و…) بودند انجام گرفته است. پس از دو هفته همه کودکانی که در معرض آگهی‌های تبلیغاتی قرار گرفته‌اند میزان مصرف مواد غذایی آنها افزایش یافته و شاخص «BMI» بدنی آنها رشد نشان داده است ولی موضوعی که در این بررسی حائز اهمیت بوده، این است که افزایش وزن در کودکانی که در معرض نمایش آگهی‌های مواد غذایی ناسالم قرار گرفته‌اند بسیار چشمگیر‌تر بوده است. به عبارتی میزان قرار‌گیری کودکان در معرض آگهی‌های تجاری مرتبط به مواد غذایی ناسالم رابطه مستقیمی با افزایش وزن آنها داشته است.

در مطالعه دیگری که در سال ٢٠١٢ در هند صورت گرفته، نشان داده شده است آن دسته از والدینی که مشاهده کودکانشان به آگهی‌های تبلیغاتی را محدودتر می‌کنند کودکانشان تمایل بیشتری به دریافت مواد غذایی سالم نشان داده‌اند. در این مطالعه که دو گروه از مادران را شامل بوده، از گروه اول خواسته شده است در مدت مشخصی فرزندان خود را در معرض آگهی‌های تبلیغاتی قرار ندهند و گروه دیگر محدودیتی برای دیدن آگهی‌های تبلیغاتی مرتبط با مواد غذایی برای فرزندان خود ایجاد نکنند.
پس از بررسی مشخص شد آن دست از مادران که برای دیدن آگهی مواد غذایی برای کودکان خود محدودیت ایجاد کرده‌اند از سلامت غذایی بیشتری نسبت به آن دسته از مادرانی که محدودیتی برای فرزندان خود ایجاد نکرده‌اند، داشته‌اند. در ادامه این دوره آموزشی نشان داده شده است آن دسته از والدین که درباره آگهی پخش‌شده با کودکان خود صحبت می‌کنند و درخصوص اثرات سوء آن توضیح می‌دهند، از سلامت غذایی بهتری بهره برده‌اند.

[ad_2]

لینک منبع

آموزش و پرورش يا کارخانه توليد روبات؟

[ad_1]

سلامت نیوز: در کنکور امسال بيش از 50 درصد داوطلبين از گروه تجربي بودند. اين مسئله سندي گويا بر ناکارآمدي سيستم آموزشي ما در تربيت درست دانش‌آموزان است. علت اينکه اين تعداد از داوطلبين ما به‌دنبال رشته تجربي هستند عمدتا به‌دليل انتظار بالاي دانش‌آموزان در دستيابي به مشاغلي تضميني و پر درآمد از طريق زيرمجموعه‌هاي اين رشته تحصيلي است.

به گزارش سلامت نیوز،وقایع اتفاقیه نوشت: سؤالي که اين پديده ايجاد مي‌کند اين است چه عاملي سبب شده است تا دانش‌آموزان ما به اين شکل گسترده و فاجعه بار و غير‌عادي، براي دستيابي به شغلي که بتواند آينده آنها را تضمين کند به اين رشته روي بياورند؟

علت مشخص اين پديده شوم اين است که آموزش‌وپرورش ما در تربيت دانش‌آموزان شيوه نادرستي را در پيش گرفته است. نگاه فرادستان و سياست‌گذاران سيستم آموزشي ما به کارکرد اين نهاد بنيادي، نگاهي بسيار ابتدايي و قديمي است. دهه‌هاست «سوادآموزي» به محور اصلي آموزش‌وپرورش و پيروی آن خانواده‌هاي ما بوده است زيرا تصور مي‌شود که سواد تنها ابزار ايجاد يک زندگي موفق براي دانش‌آموزان است.

اما اين تصوري کاملا نادرست است زيرا که سواد خود يک وسيله است و نبايد به هدف تبديل شود. اما سيستم آموزشي ما اين وسيله را تبديل به هدف کرده است. اوليای ما هم بالطبع انتظار دارند مدارس طوري آموزش بدهند که دانش‌آموزان بهترين نمرات را در علوم مختلف کسب کنند، سيستم آموزشي نيز با تمام نيرو بر اين مسئله متمرکز شده است. برگزاري آزمون‌هايي که در حد 25 صدم نمره آموزه‌هاي علمي دانش‌آموزان را ارزيابي مي‌کنند، تشويق دانش‌آموزاني که بالاترين نمرات را کسب مي‌کنند، تحقير دانش‌آموزاني که نمرات پايين کسب مي‌کنند توسط خانواده، مدرسه و اطرافيان، قدر يافتن معلماني که توان بالايي در آموزش علوم دارند، ايجاد انواع مؤسسات کنکور براي تست زني و مسائلي از اين دست به روشني نشان مي‌دهند که تمام جامعه ما در حيطه آموزش بر علم آموزي کلاسيک متمرکز شده است. اما چنين سيستمي دانش‌آموزان را تبديل به روبات‌هاي تک بعدي آموزش ديده مي‌کند که تنها در نقاط خاصي از جامعه کارايي دارند. با چنين نوع آموزشي طبيعي است که دانش‌آموز تلاش کند تا به هر نحوي که شده خود را به نقاطي از پيش تعريف شده برساند که بتواند از اين نوع علم خود در آنجا براي زندگي‌اش بهره‌برداري کند زيرا آموخته هايش در هيچ جاي ديگري کاربرد ندارند.

اما حقيقت اين است که آموزش علمي تنها يک وسيله است نبايد هدف آموزش باشد، هدف اصلي سيستم آموزشي بايد تربيت انسان‌هايي باشد که بتوانند از پس زندگي در جامعه‌اي که در آن قرار دارند برآمده و بتوانند زندگي سالم و با نشاطي با تکيه بر توانايي‌ها و استعدادهاي خود ايجاد کنند. براي رسيدن به چنين هدفي خانواده‌ها و سيستم آموزشي بايد نگاه خود را به دانش‌آموز تغيير دهند.
دانش‌آموز يک انسان است نه يک دستگاه علم آموزي. انساني منحصربه‌فرد که استعدادها، توانايي‌ها و علايق خود را دارد. سيستم آموزشي نبايد به همه دانش‌آموزان با يک چشم نگاه کرده و از همه انتظار يک نوع توانايي که همان آموختن علمي که ارائه مي‌شود را داشته باشد.
اين نگاه انسان را قطعه‌اي حافظه که در يک پيکر مکانيکي جاسازي شده است مي‌بيند. حافظه‌اي که بايد با علوم مختلف پرشده و پس از اتمام بارگيري اطلاعات در نقاط مختلف جامعه به‌کار گرفته شود. اما انسان يک حافظه نيست انسان موجودي است که داراي مغزي بسيار قدرتمند با درک احساسات است. سيستم آموزشي بايد به آموزش علوم به‌مثابه يک وسيله نگاه کند، وسيله‌اي که بايد به خدمت گرفته شود تا با کمک آن استعدادها، توانايي‌ها و علايق تک تک دانش‌آموزان استخراج شده و شکوفا شوند.

وسيله‌اي که بايد به‌کار گرفته شود تا به دانش‌آموز قدرت انديشيدن، خلاقيت و توان حل مسئله را بدهد، دانش‌آموز را به انساني مستقل تبديل کند، به او توان برقراري ارتباط درست با ديگران را بدهد، او را عملگرا بار آورد، به دانش‌آموز توان تعامل با جامعه را بدهد، زيستن مسالمت‌آميز در طبيعت را به او بياموزد، شاد بودن و شاد کردن ، زندگی‌ سالم و بدون آسيب را به او ياد بدهد، شوق درگيرشدن با مشکلات به منظور حل آنها را در او ايجاد کند، به او توان حفظ بدن و تغذيه سالم و بهداشت جسمي و رواني را بدهد، او را به موجودي پرسشگر و کنجکاو تبديل کند، تا در نهايت دانش‌آموز بتواند با تکيه بر چنين توانايي‌هايي، خود مستقلا وارد جامعه شده و يک زندگي سعادتمند براي خود ايجاد کند.
اما سيستم آموزشي ما قتلگاه استعدادها و انواع توانايي‌هايي است که يک انسان براي ايجاد يک زندگي سالم و با نشاط به آنها نياز دارد. سيستمي که انسان‌هاي تک بعدي تربيت مي‌کند که جز به‌کارگيري علوم کلاسيکي که مدرسه آموزش مي‌دهد هيچ توانايي ديگري ندارند.
انساني که توان تخيل ، ابتکار و تغيير ندارد، انساني که وابسته به سيستم‌هاي اشتغال موجود است، انساني که فکرش به فراتر از آنچه پيش رويش است قد نمي‌دهد، انساني که جز محفوظات ارائه شده توسط سيستم آموزشي، هيچ ندارد.

اينجاست که مي‌توان فهميد چرا بيش از نيمي از داوطلبين ما به رشته تجربي هجوم مي‌آورند، چون اين دانش‌آموزان روبات‌هاي تک بعدي هستند که جز ارائه محفوظات علمي خود توان ديگري ندارند، پس لاجرم به جايي هجوم مي‌آورند که تصور مي‌کنند مي‌توانند آموخته‌هاي خود را از طريق تحصيل در آنجا به بالاترين قيمت به جامعه بفروشند.
سيستم آموزشي ما به‌جاي اصلاح اين نگاه ابتدايي و نادرست خود هر روز بيش‌ از پيش با اتخاذ سياست‌هاي نادرستي مانند ايجاد مدارس استعدادهاي درخشان که استعداد را توان بالاي آموختن علوم کلاسيک مي‌دانند، ثبت‌نام دانش‌آموزان بر‌اساس سطح معدل، ايجاد مدارس نمونه‌اي که نمونه بودن دانش‌آموزانش به‌دليل کسب نمرات بالا در آموزه‌هاي علمي است، به سازنده روبات‌هاي عالم به علوم مختلف کلاسيک تبديل مي‌شود.

[ad_2]

لینک منبع

آغاز اجرای طرح توانبخشی مبتنی برجامعه در 30 شهر محروم کشور

[ad_1]

سلامت نیوز: مدیرکل توانمندسازی افراد دارای معلولیت سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد: اجرای طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه (سی.بی.آر) در 30 شهر محروم کشور از امروز (28 تیر) آغاز شد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا،افروز صفاری فرد روز چهارشنبه افزود: این طرح در 10 شهر در سیستان و بلوچستان ، هفت شهر در کرمان، دو شهر در خوزستان، دو شهر در لرستان ، یک شهر در کهکیلویه و بویراحمد، یک شهر در خراسان رضوی ، یک شهر در خراسان جنوبی ، یک شهر در هرمزگان ، یک شهر در کرمانشاه، یک شهر در چهارمحال و بختیاری و یک شهر در مازندران اجرایی می شود.

وی ادامه داد: در اجرای طرح مورد نظر ، خدمات آموزشی به خانواده ، ارجاع به سطوح بالاتر برای دریافت خدمات تخصصی ، تامین وسایل کمک توانخشی ، اشتغال معلولان به کسب و کارهای خانگی به صورت شاگرد و استادی و مناسب سازی منزل ارائه می شود.

وی اضافه کرد: هدف از اجرای این طرح ، توانمندسازی افراد دارای معلولیت است و موارد جدید معلولیت نیز به صورت مراجعه خانه به خانه شناسایی می شوند.
مدیرکل توانمندسازی افراد دارای معلولیت سازمان بهزیستی کشور گفت: طرح سی.بی.آر (توانبخشی مبتنی بر جامعه) از سال 71 به صورت آزمایشی در روستاهای استان سمنان و پس از آن در سال 80 در تمام روستاهای کشور اجرا شد و اکنون این طرح در روستاها پوشش 98 درصدی دارد.

صفاری فرد افزود: امسال نیز وزارت کشور ، 30 شهر محروم را شناسایی کرد تا براساس برنامه ششم توسعه ، طرح یاد شده در آنها اجرایی شود.
وی خاطرنشان کرد: پیش بینی می شود تا سال 1400 ، میزان پوشش طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه در شهرها به 180 هزار تن برسد.

وی با اشاره به آغاز طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه در 30 شهر محروم کشور گفت: در حال حاضر 16 هزار پرونده افراد دارای معلولیت شناسایی شده در این شهرها وجود دارد و ادارات بهداشت ، سازمان فنی و حرفه ای و آموزش و پرورش استثنایی از شرکای بهزیستی در اجرای این طرح به شمار می روند. مدیرکل توانمندسازی افراد دارای معلولیت سازمان بهزیستی کشور افزود: تسهیل گرهایی در اجرای این طرح با بهزیستی همکاری دارند و تا پایان امسال هشت میلیارد تومان برای اجرای آن در نظر گرفته شده است؛ تسهیل گران ترجیحا از افراد دارای معلولیت با توانایی آموزش و جلب مشارکت انتخاب می شوند.

صفاری یادآور شد: با توجه به تغییر دائمی نیاز افراد دارای معلولیت، نظام ارائه خدمات باید بتواند به موقع خود را با این تغییرات ، تطبیق دهد.
وی اضافه کرد: طرح توانبخشی مبتنی بر جامعه شهری براساس تجربیات 16 ساله بهزیستی در روستاها به صورت بومی طراحی شده است و در نظر است در مرحله بعد در مناطق حاشیه کلانشهرها اجرایی شود که اکنون این طرح در سه محله از حاشیه مشهد اجرا شده است و سال آینده مناطق تحت پوشش این طرح ، گسترش می یابد.
هم اکنون یک میلیون و 300 هزار تن دارای معلولیت در بهزیستی پرونده دارند و از خدمات این سازمان استفاده می کنند.

[ad_2]

لینک منبع

حصار امنیت برای بوستان بی دفاع

[ad_1]

سلامت نیوز:اگر دل شیر داشته باشید و سری به بوستان «امیریه» در محدوده میدان «راه‌آهن» بزنید حس می‌کنید وارد عالم دیگری شده‌اید…

به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری، اگر دل شیر داشته باشید و سری به بوستان «امیریه» در محدوده میدان «راه‌آهن» بزنید حس می‌کنید وارد عالم دیگری شده‌اید. ازمسافران ایستگاه قطار راه‌آهن که مهمانان یکی دو ساعته بوستان هستند که بگذریم دسته‌های چند نفره در گوشه و کنار بوستان جلب توجه می‌کنند که هرکدام برای خود داستانی دارند؛ از معتادانی که از فضای بوستان برای استعمال آزادانه موادمخدر استفاده می‌کنند تا کارتن‌خواب‌هایی که صندلی‌های بوستان در زمستان و تابستان تختخواب گرم و نرمشان محسوب می‌شود، در این میان خانواده‌ها از تنها بوستان محله‌شان بی‌نصیب مانده‌اند. با وجود حضور دائمی نیروی انتظامی در بوستان و جمع‌آوری پی در پی معتادان و کارتن‌خواب‌ها اما این بوستان کمتر روزی را بدون حضور این افراد تجربه کرده است. در روزهایی که به نام مبارزه با موادمخدر نامگذاری شده برای بررسی وضع بوستان امیریه و شنیدن حرف‌ها و گلایه‌های اهالی محله راه‌آهن همراه با سرکلانتر منطقه، شهردار ناحیه4 و دبیر شورایاری محله به این بوستان رفتیم.

پاتوق معتادان و قمار‌بازان!
عده‌ای‌آلات قمارشان را بدون ترس در پیاده‌رو بوستان باز کرده‌اند و به قول خودشان «تُرنا بازی» می‌کنند! عده‌ای دیگر پشت بوته‌ها و روی چمن پایپ به دست در حال استعمال موادمخدرند. بینشان چند زن هم هست که با صدای آرام و لباس‌هایی ژولیده برای مصرف مواد نوبت می‌گیرند! رد سرنگ‌های استفاده شده روی چمن‌ها را هم که بگیرید به عده‌ای می‌رسید که بی‌خبر از دنیای اطراف در حال تزریق مواد هستند. این نه یک توصیف مبالغه‌آمیز بلکه واقعیت هر روزه بوستان امیریه است. بخش عمده این بوستان سال‌هاست در قرق این افراد است و خانواده‌های محله عطای حضور در بوستان را به لقایش بخشیده‌اند در محله‌ای که ورودی پایتخت محسوب می‌شود برای کسانی که با قطار وارد تهران می‌شوند.

بوستان یا خوابگاه مسافران راه‌آهن؟
مشکلات بوستان منحصر به وجود معتادان و فروشندگان موادمخدر نیست. برخی افرادی که در بوستان بیتوته کرده‌اند کسانی هستند که تازه وارد تهران شده‌اند و جایی برای رفتن ندارند. تعدادشان هم کم نیست و در هر ساعت از روز می‌شود آنها را که برای رفع خستگی روی نیمکت‌های بوستان دراز کشیده‌اند پیدا کرد. برخی از این افراد مدت‌هاست مهمان ناخوانده بوستان و نیمکت‌هایش شده‌اند و به گفته اهالی عده‌ای از آنها عملاً چند ماهی است در بوستان زندگی می‌کنند. «عباس هاشمی» یکی از همین ساکنان موقت بوستان می‌گوید: «3ماه است در بوستان زندگی می‌کنم. پول ندارم به مسافرخانه بروم. هر وقت پولی به دست بیاورم یکی دو شب به مسافرخانه می‌روم. فقط می‌توانم هزینه خوراک و حمام را جور کنم. پولی نمی‌ماند که بخواهم با آن کرایه خانه بدهم.» او یکی دو بار هم به گرمخانه‌های شهرداری رفته است اما دوست ندارد دوباره آنجا را تجربه کند: «دنبالم آمده‌اند که مرا به گرمخانه ببرند اما نرفتم. چون گرمخانه تا اینجا فاصله زیادی دارد و بیشتر افراد آنجا معتادند. دوست ندارم آنجا بروم. من هیچ نوع اعتیادی ندارم و فقط آواره خیابان شده‌ام و حقم نیست کنار معتادها باشم. مأموران نیروی انتظامی مرا می‌شناسند و می‌دانند نه اهل خلاف هستم و نه معتادم. به همین دلیل با من‌کاری ندارند.»

خدا به داد اهالی برسد
گرمای هوا و نبود سایه در اطراف میدان راه‌آهن باعث شده بوستان امیریه به دلیل داشتن سرویس بهداشتی و آبخوری محل مناسبی برای مسافران بلیت به دستی باشد که باید ساعتی را تا موعد حرکت قطارشان منتظر بمانند. بیشترشان اهل شهرستان هستند و برای استفاده ازفرصت تعطیلات آخرهفته، قطار را برای رفتن به شهرشان انتخاب کرده‌اند. گاهی این افراد هم در طرح‌های ساماندهی بوستان توسط نیروی انتظامی، همراه معتادان جمع‌آوری می‌شوند اما با نشان دادن بلیت‌ رها می‌شوند. «مهدی آقارضایی» 34 ساله بلیت قطار در دست می‌گوید نخستین باری است که به بوستان آمده و در آن استراحت می‌کند: «داخل ایستگاه راه‌آهن پر از جمعیت است و در نمازخانه آن هم امکان استراحت نیست. برای خوردن ساندویچ به محدوده میدان راه‌آهن آمدم و دیدم بوستانی هست که افراد زیادی در آن استراحت می‌کنند. من هم چند دقیقه است داخل بوستان آمده‌ام و در موعد حرکت قطار به ایستگاه برمی‌گردم.» او با اشاره به افرادی که سر و وضع نامرتبی دارند و با صدای بلند با هم حرف می‌زنند می‌افزاید: «وقتی وارد بوستان شدم دیدم این معتادان در حال خرید و فروش موادمخدرند. فکر کردند من هم مواد می‌خواهم. وقتی جواب منفی دادم راهشان را گرفتند و رفتند. نمی‌دانم این افراد چطور در این بوستان آزادند و هر‌کاری دلشان می‌خواهد انجام می‌دهند؟ من که یکی دو ساعت بیشتر اینجا نیستم اما خدا به داد مردمی برسد که این اطراف زندگی می‌کنند.»

وقتی معتادان از دستگیری خوشحال می‌شوند!
حضورمسئولان انتظامی و اهالی در بوستان امیریه باعث شده معتادان و قماربازانی که تا چند دقیقه قبل با خیال آسوده مشغول کار خود بودند، سراسیمه قصد ترک بوستان کنند. اما مأموران با محاصره محل، مانع فرار آنها از بوستان شده و همگی را در کنار غرفه انتظامی جمع‌آوری می‌کنند. یکی از دستگیرشدگان که به نظر می‌رسد از دستگیر شدنش چندان هم ناراحت نیست می‌گوید: «تا الان 16باراز سوی مأموران کلانتری در بوستان امیریه دستگیر شده‌ام! هر بار که دستگیر می‌شوم، چند وعده غذا و حمام گرم نصیبم می‌شود که بیرون از بازداشتگاه به سختی‌گیر می‌آید. مدت زیادی هم در زندان نمی‌مانم و یکی دو روزه بر می‌گردم و همین‌جا هستم تا دفعه بعد که دستگیر شوم!»
حرف‌های «عبدالله» به حلقه مفقوده‌ای میان نیروی انتظامی و مرجع قضایی اشاره می‌کند، همان خلأیی که اقدامات نیروی انتظامی در جمع‌آوری مکرر معتادان از بوستان‌ها و خیابان‌ها را بی‌اثر کرده است.

از نگاه اهالی
معجونی از همه مشکلات
مصایب بوستان امیریه برای اهالی محله راه‌آهن یکی دو تا نیست و کلکسیونی از همه مشکلات را می‌توان لا به لای گلایه‌های آنها پیدا کرد که از وضع موجود خسته شده‌اند. «زهرا محمودی» خودش را به جمع مسئولان کلانتری و شهرداری می‌رساند و از وضعیت نابسامان اخلاقی در بوستان ناشی از حضور زنان معتاد گلایه می‌کند و می‌گوید: «در محله هم امنیت نداریم. زنان معتاد در کوچه‌های اطراف بوستان پرسه می‌زنند و این باعث نگرانی شده که خدای نکرده بچه‌های خردسال را بدزدند. بعضی از معتادان برای مواد همه کار می‌کنند. خیلی نگران هستیم و اجازه نمی‌دهیم بچه‌هایمان دور از چشم‌مان در کوچه بازی کنند. از شما تقاضا داریم به این وضعیت رسیدگی کنید.»

دسترسی به بوستان را محدود کنید
«هرجای بوستان را نگاه می‌کنید افرادی نشسته‌اند که هیچ ارتباطی به محله ما ندارند. این بوستان به جای اینکه محلی برای آرامش اهالی و خانواده‌ها باشد تبدیل به یکی از مصیبت‌های ساکنان محله شده است.» اینها را «سید احمد شکرگزار» که از کودکی درمحله راه‌آهن زندگی می‌کند می‌گوید. او که با دیدن سرکلانتر منطقه و مسئولان شهرداری داغ دلش تازه شده است می‌افزاید: «کسی جرئت ندارد برای گذران اوقات فراغت به بوستان بیاید. مجبوریم برای استفاده ازفضای سبز به بوستان رازی که فاصله زیادی با محله دارد برویم. باید راه ورود افرادی که ارتباطی به محله ندارند به این بوستان بسته شود. چند وقت است که کار دیوارکشی دوربوستان شروع شده است. به ما گفته‌اند قرار است 2 راه ورودی برای بوستان درست شود و کسی بدون اجازه نگهبانان اجازه ورود نداشته باشد. اما مدتی است که کار تعطیل شده و حصارکشی ناتمام مانده است. اگر این حصار‌کشیده شود اهالی با خیال آسوده می‌توانند از بوستان و امکانات آن استفاده کنند.»

از نگاه دبیر شورایاری
ظرفیت‌هایی که از دست می‌رود
«بیش از 50 سال است که بوستان امیریه در محله راه‌آهن ایجاد شده که در این سال‌ها جز دردسر برای اهالی چیزی نداشته است.»امروز و در حضور سرکلانتر منطقه فرصت مناسبی دست داده تا دبیرشورایاری محله راه‌آهن به نمایندگی از مردم محله‌اش از مشکلاتی که بوستان امیریه برای محله و اهالی ایجاد کرده است، حرف بزند. او محله‌اش را آبروی شهر تهران می‌داند و برای این حرفش هم دلیل دارد: «میدان راه‌آهن در 8سال دفاع‌مقدس محل اعزام نیرو و ارسال آذوقه و تجهیزات جنگ تحمیلی به اهواز و‌ آبادان بود. اینجا میدان راه‌آهن نیست بلکه میدان مقاومت است و همه ایثارگران از این میدان خاطره دارند. به همین دلیل معتقدم که میدان راه‌آهن درمحله ما آبروی پایتخت و حتی ایران است. این ویژگی حتی یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری این محدوده است که اگر مورد توجه قرار گیرد و برایش برنامه‌ریزی شود می‌تواند در برنامه گردشگران خارجی و داخلی قرار بگیرد. اما متأسفانه همه این ظرفیت‌ها به دلیل تجمع معتادان و کارتن‌خواب‌ها و… در بوستان امیریه و تصویر زشتی که آنها ایجاد کرده‌اند هدر رفته و در واقع این بوستان به ضد تبلیغ برای محله تبدیل شده و ارزش‌های میدان راه‌آهن را هم از بین برده است.»

هنوز به احیای بوستان امیریه امیدواریم
از مدت‌ها قبل طرحی از سوی شورایاری محله برای ساماندهی بوستان امیریه به شهرداری پیشنهاد شد که درقالب پیوست اجتماعی محله تصویب شده و تا اجرای نهایی آن فقط چند گام باقی مانده است. «علی‌اصغر ماستری فراهانی» دبیرشورایاری محله درباره این طرح می‌گوید: «محصور کردن بوستان امیریه ازمدت‌ها قبل در دستور کار شهرداری و شورایاری بود و برای انجام این کار بودجه‌ای در اختیار شهرداری قرار گرفت و عملیات دیوارکشی آغاز شداما مدتی بعد به دلیل کمبود اعتبار متوقف شد. برای تکمیل فرایند محصور کردن بوستان فقط به 100میلیون تومان اعتبارنیاز است تا با نصب نرده در اطراف بوستان، راه ورود افراد مسئله‌دار مانند معتادان و موادفروشان به بوستان بسته شود و اهالی بتوانند درامنیت کامل از فضای سبز آن استفاده کنند.» ماستری فراهانی می‌افزاید: «اگر این طرح به سرانجام برسد تعهد می‌کنیم بوستان امیریه به بوستانی تبدیل شود که اهالی و خانواده‌های محله با آسودگی بتوانند از آن استفاده کنند. با حضور مردم دربوستان امنیت خود به خود ایجاد می‌شود و دردسرهای نیروی انتظامی برای جمع‌آوری معتادانی که بوستان امیریه را پاتوق خود کرده‌اند هم رفع می‌شود. ما پیشنهاد کرده‌ایم بوستان امیریه به بوستان مادر و کودک تبدیل و برنامه‌های آموزشی و فرهنگی و تفریحی ویژه خانواده‌ها در آن برگزار شود. علاوه براین برگزاری ورزش همگانی برای بانوان، ایجاد مراکز عرضه غذا، محصولات و صنایع‌دستی بانوان با هدف ایجاد اشتغال و تأمین نیازهای اهالی از فعالیت‌هایی است که در صورت محصور شدن بوستان و تبدیل آن به بوستان مادر و کودک برای بوستان امیریه پیش‌بینی شده است.»

از نگاه سرکلانتر منطقه
نرده‌کشی اطراف بوستان امنیت اهالی را ارتقا می‌دهد
سرکلانترمنطقه که برای بررسی میدانی وضع بوستان امیریه همراه با مأموران مبارزه با موادمخدر کلانتری به بوستان آمده و مأمورانش هم در حین تهیه گزارش ما به دستگیری افرادی که درحال استعمال موادمخدر و خرید و فروش آن هستند مشغولند، با حوصله به تمام صحبت‌ها و گلایه‌ها گوش می‌کند و به سؤالات و ابهامات و شایعه‌ها پاسخ می‌دهد. سرهنگ «مرتضی بیرانوند» از سرکشی مستمرش به بوستان امیریه و توجه به درخواست اهالی سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: «روزانه چند ساعت از وقت خود را درکانکس انتظامی نزدیک بوستان سپری می‌کنم و امور مربوط به دستگیری روزانه خرده‌فروشان وعرضه‌کنندگان موادمخدر را پیگیری می‌کنم. علاوه بر من، مسئولان رده‌های دیگر کلانتری هم به‌صورت محسوس و نامحسوس اوضاع محله را زیر نظر دارند و سعی می‌کنند با گشتزنی مستمر، عرصه را بر افراد ناباب در بوستان و محله راه‌آهن تنگ کنند.» او از کارهایی که در یک ماه گذشته برای افزایش امنیت این بوستان و محله راه‌آهن ازسوی کلانتری انجام شده است می‌گوید و می‌افزاید: «با کمک اهالی اطلاعاتی درباره فعالیت غیرقانونی و خرید و فروش موادمخدر در یک قهوه‌خانه و حمام مجاور بوستان در اختیار نیروی انتظامی قرار گرفت. مأموران اماکن نیروی انتظامی، فروشندگان مواد در این 2 محل را دستگیر و این واحدها را پلمب کردند. با این کار 2 مرکزعمده خرید و فروش مواد درمحله بسته شد. متأسفانه به دلیل نبود سازوکارهای لازم برای اطلاع‌رسانی درباره کارهای نیروی انتظامی، اهالی از این کارها اطلاعی ندارند و حس می‌کنند مسئولان به مشکلات آنها رسیدگی نمی‌کنند. امیدواریم با حضور بیشتر رسانه‌ها و انعکاس اخبار در این حوزه، اهالی احساس رضایت و امنیت بیشتری کنند.» سرهنگ بیرانوند بوستان امیریه را یکی ازنقاط آسیب‌پذیر محله راه‌آهن می‌داند و از پیگیری نیروی انتظامی برای نرده‌کشی و محصور کردن بوستان می‌گوید: «مدت‌هاست درجلسات مختلف با مسئولان شهرداری و محله، ما هم خواستارمحصور شدن بوستان و محدود کردن حضور افراد غیرمرتبط با محله در بوستان امیریه شده‌ایم. اگراین کار انجام شود مأموران نیروی انتظامی هم آسان‌تر ازقبل قادر به کنترل و دستگیری افراد ناباب در محله خواهند بود و می‌توانند امنیت را بهتر از هر زمان دیگری برقرار کنند.»

شهردار ناحیه
چهره بوستان امیریه متحول می‌شود
«بوستان امیریه درسند توسعه محله اولویت اول شهرداری منطقه است و انتظار می‌رود به‌زودی با اجرای طرح‌های بازپیرایی و تعمیر پیاده‌روها چهره جدیدی به بوستان داده شود. امیدواریم با اجرای این طرح‌ها اهالی حضور پررنگ‌تری در بوستان داشته باشند تا افراد آسیب دیده اجتماعی مجالی برای حضور در این مکان پیدا نکنند.» شهردار ناحیه4 که همراه با سرکلانترمنطقه از نزدیک وضع بوستان را رصد می‌کند می‌گوید که محصور کردن بوستان از نظر قوانین شهری غیرقانونی است. او می‌افزاید: «شرایط خاص بوستان امیریه و درخواست شورایاری و نیروی انتظامی برای محصور کردن بوستان در 3سال گذشته سبب شد این بوستان از این قانون مستثنی شود. مجوز محصور کردن بوستان اواخر سال گذشته به شهرداری ابلاغ شد اما ردیف بودجه‌ای برای انجام این کار پیش‌بینی نشد. با وجود نبود اعتبار مشخص، با استفاده از منابع داخلی شهرداری منطقه کار اجرای دیوارکشی کامل انجام شد و قرار است در هفته‌های آینده با تأمین اعتبار برای نرده‌کشی عملاً بوستان محصور شود.» «محمد دوست حسینی» معتقد است که با اجرای برنامه‌های پیش‌بینی شده در بوستان، اهالی فرصت بیشتری برای استفاده از فضای سبز آن پیدا خواهند کرد: «وسایل بازی جدید در بوستان نصب شده و واکاری فضای سبز در حال انجام است. تا یک ماه آینده وضع چمن بوستان و تجهیزات داخل آن برای استفاده اهالی بهتر از گذشته خواهد شد.» شهردار ناحیه 4 از تغییر مکان غرفه نیروی انتظامی برای افزایش امنیت اهالی در بوستان نیز خبر می‌دهد و می‌گوید: «در بازپیرایی میدان راه‌آهن، جانمایی جدید برای استقرار غرفه نیروی انتظامی انجام خواهد شد. در صورت موافقت نیروی انتظامی و شورایاری، امکان نزدیک‌تر کردن غرفه انتظامی به محل بوستان با هدف افزایش امنیت اهالی وجود دارد.»

[ad_2]

لینک منبع

وام فوری ازدواج از کدام بانک‌ها پرداخت می‌شود؟

[ad_1]

سلامت نیوز: بنا بر توضیحات مدیر کل اعتبارات بانک مرکزی در طرح ضربتی پرداخت وام ازدواج به متقاضیان ١٠ بانک و یک صندوق قرض الحسنه حضور دارند که سهمیه‌ای بیش از ٥٠٠ هزار فقره را تقبل کرده‌اند.

به گزارش سلامت نیوز، میزان نوشت: درحالی که صف انتظار متقاضیان وام ازدواج به نیم میلیون نفر می‌رسد بانک مرکزی در نشستی از ضربتی شدن پرداخت وام ازدواج به زوج‌ها خبرداد.

این درحالی است که بانک مرکزی موظف شده بود اعطای تسهیلات قرض‌الحسنه ازدواج را به‌نحوی مدیریت کند که تعداد جوانان در صف وام ازدواج در پایان هر ماه کمتر از ۵۰ هزار نفر باشد.

بنا بر توضیحات مدیر کل اعتبارات بانک مرکزی در طرح ضربتی پرداخت وام ازدواج به متقاضیان ١٠ بانک و یک صندوق قرض الحسنه حضور دارند که سهمیه‌ای بیش از ٥٠٠ هزار فقره را تقبل کرده‌اند.

در این میان بانک‌های ملی، صادرات، تجارت، ملت، سپه، رفاه، کشاورزی، مسکن، توسعه تعاون، قرض الحسنه مهر ایران و صندوق قرض الحسنه پارسیان مجموع بانک‌هایی هستند که برای این طرح با بانک مرکزی به توافق رسیده‌اند.

با این تفاسیر باید دید طرح ضربتی پرداخت وام ازدواج تا چه حد صف نیم میلیونی برای درخواست کنندگان وام ازدواج را کوتاه می‌کند و متقاضیان در صف انتظار به ۱۰ میلیون تومان خود می‌رسند.

[ad_2]

لینک منبع

بهزستی امکانات نگهداری از ۳ هزار کودک کار و خیابانی را ندارد

[ad_1]

سلامت نیوز: مدیر عامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران گفت: ۳ هزار کودک دارای آسیب اجتماعی داریم که بهزیستی امکان و توان نگهداری آنها را ندارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از فارس، رضا قدیمی با اشاره به اینکه ۱۷ مرکز پرتو در شهرداری تهران داریم گفت: ۲۹۶۰ کودک در این مراکز هستند.

مدیر عامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران ادامه داد: بسیاری از این کودکان بدون سرپرست و یا بدسرپرست هستند.

وی با با بیان اینکه برای کودکان کار جا مانده از تحصیل مراکز رویش را راه اندازی کرده ایم، گفت: در این مراکز شرایط لازم برای تحصیل فراهم شده و همکاری های لازم با آموزش و پرورش صورت گرفته است.

قدیمی اضافه کرد: در منطقه ۱۲، ۲ و ۴ که بیشترین حاشیه نشینان را دارد پلاک به پلاک شناسایی کرده ایم و افراد داری آسیب اجتماعی را مشخص کرده ایم.

وی با اشاره به اینکه ۳ هزار کودک دارای آسیب اجتماعی داریم که بهزیستی امکان و توان نگهداری آنها را ندارد، گفت: شهرداری در زمینه کودکان کار و خیابانی وظیفه قانونی ندارد و فقط برای رفع این مشکل اقدام کرده است.

به گفته قدیمی، هزینه نگهداری هر کودک برای شهرداری ماهیانه بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان است.

مدیر عامل سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران در بخش دیگر سخنانش به راه اندازی مهدهای کودک در سرای محلات اشاره کرد و گفت: با همکاری سازمان بهزیستی این مهدها راه اندازی شده است.

[ad_2]

لینک منبع

متقاضیان فرزندخواندگی خواهان پذیرش موقتی کودکان نیستند

[ad_1]

سلامت نیوز:نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس تاکید دارد که محدودیت واگذاری به دختران مجرد به دلیل مسائل تربیتی و احتمال ازدواج آنها طبیعی است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از خانه ملت،محمد کاظمی در خصوص محدودیت‌های شرایط فرزندخواندگی، گفت: تعداد کم کودکانی که بتوان آنها را به متقاضیان فرزندخواندگی واگذار کرد، سبب شده تا نسبت متقاضیان به کودکان بیشتر باشد، در صورتی که اگرمتقاضیان از شرایط اولیه فرزند‌خواندگی برخوردار باشند، این اقدام سریعا انجام می‌شود.

نماینده مردم ملایر در مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بر اساس قانون مدنی به دادگاه اختیار داده شده در شرایطی که والدین طفلی شرایط نگهداری از فرزند خود را نداشته باشد، آنها را بد سرپرست تلقی و به متقاضیان فرزند‌خواندگی به صورت موقت واگذار کند تا والدین حقیقی بهبود پیدا کنند.

وی افزود: امین موقت همانند ولی طفل باید به تربیت طفل در مدت معین بپردازد و پس از آن وی را به خانواده یا بهزیستی برگرداند، اما متاسفانه خانواده‌ها کمتر فرزندان را به شکل موقت می‌پذیرند زیرا مسائل عاطفی و احساسی در میان است.

کاظمی با بیان اینکه اکثر متقاضیان فرزندخواندگی خواهان پذیرش دایمی کودکان هستند، گفت: فرزند‌خواندگی دایم از شرایطی چون عدم سو پیشینه قضایی، تمکن مالی و صلاحیت اخلاقی و غیره برخوردار باشند، لذا نمی‌توان تایید چنین شرایطی را محدودیت تلقی کرد.

این نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی درباره واگذاری کودکان بی سرپرست به دختران مجرد، گفت: در جریان اصلاح قانون فرزندخواندگی اصلاحاتی صورت گرفت که به دنبال آن این اختیار به سازمان‌های حمایتی داده شد تا کودکان را در شرایط سنی خاصی به دختران مجرد با سن به خصوصی واگذار کنند اما محدودیت در این نوع واگذاری بسیار است.

نایب رئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: پذیرش یک فرزند توسط یک دختر مجرد بسیار سخت است، زیرا ازدواج این خانم در آینده و سازش همسر آتی وی با این طفل و مسائل تربیتی محدودیت در واگذاری را ایجاب می‌کند.

انوشیروان محسنی بندپی رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به اینکه در حال حاضر 1600 نفر متقاضی فرزندخواندگی و 900 شیرخوار در کشور است، گفت: متأسفانه اغلب متقاضیان خواهان سرپرستی نوزاد و کودکان دختر هستند اما کودکانی که در شیرخوارگاه آمنه نگهداری می‌شوند عمدتاً بدسرپرست هستند و زمینه واگذاری آن‌ها برای سرپرستی وجود ندارد لذا این فرزندان به صورت امین موقت به خانواده‌ها سپرده می‌شوند.

[ad_2]

لینک منبع